skip to main
|
skip to sidebar
m
2/14/2007
ژست
- هی! بنظرت فهمید که من تکون خوردم؟
- نمیدونم، شاید! ولی به جون خودم اگه تا یه دقیقه دیگه نره پی کارش پا میشم میزنم تو سرش! کمرم درد گفت از بس اینطوری سر جام بی حرکت نشستم!
1 نظرات:
خاک
said...
ای ول
دوس دارم بدونم آخرش چی شد
10:48 AM
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Blog Archive
▼
2007
(26)
►
April
(1)
Chapter five: The final showdown or the happy endi...
►
March
(7)
تقویم
بر ما چه گذشت؟
six feet under
بهار
شانسی برای زندگی
چرا بی حسم؟
Bond,James Bond
▼
February
(12)
My bomb
دوئل
توهم نافرجام
من خوبم
آقا
آه
خشت پخته
ژست
پیام انقلابی
یک سری حرکات مشکوک
برگی از تاریخ
وقتی هوا پاک نبود
►
January
(6)
گذر
شنیدی میگن آدما سنشون که میره بالا خال خالی میشن؟
سکوت برّهها
سرباز آفتابی
The signs
Be happy
►
2006
(85)
►
December
(12)
Hey turn off the light
In memory of a legend
در جستجوی استودان
بی پلاکیهای نسل آفتاب
Ben adams-sorry
بازی با نور
One picture everyday
روزگار
چیز
خروس پایه دار
Chapter four: تنهاییه برفی
من
►
November
(18)
دلقک
Chapter Three: سگ کشی
Chapter Two: زیادی
Chapter one: In motion
Madonna-american life
جهاز کلمبیایی
توّهم
وجوه
Wardogs
Lily Allen-LDN
شادکامی
سازه
►
October
(5)
►
September
(10)
►
August
(8)
►
July
(10)
►
June
(8)
►
May
(4)
►
April
(4)
►
March
(6)
1 نظرات:
ای ول
دوس دارم بدونم آخرش چی شد
Post a Comment